


طلبه مبارز با ضدانقلاب در فتنه 88 به دیار حق شتافت
سنگ بندازید، سنگ میندازیم، ما تعارف نداریم تو دفاع از نظام دیپلماتیک عمل نمی کنیم، به هر تهدید در همان سطح پاسخ می دهیم.
من عکس مرحوم حجتالاسلام سید علینقی داوودی را در جریان مبارزه با جریان فتنه دیده بودم و سو استفاده بسیاری که ضد انقلاب از این تصویر کرد را هم دیده بودم. امشب ژدنبال مطلبی بودم و به یکباره آگهی چهلم ایشان را دیدم ...
خداوند رحمتش کند ان شاء الله
مطلبی که درباره ایشان منتشر شده این بود:
ادامه مطلب
ما همه بدهکاریم به ...
برادر !! خواهر !!.ما بدهکاریم!.پدر !! مادر !! همسر !! فرزند !!.ما بدهکاریم..دوست !! رفیق !! آشنا !!.ما بدهکاریم..آقای مهندس !! آقای دکتر !! خانم مهندس !! خانم دکتر !!.ما بدهکاریم..آقای معلم!! خانم معلم!! استاد!! کارگر !!.ما بدهکاریم..آقای وکیل!! وزیر!! نماینده!! آقای رییس!!.ما بدهکاریم!.ما به آن روزها و شبها بدهکاریم..ما به آن مادر و پدر که با اشک و گریه، فرزندشان را روانه جبهه کردند،بدهکاریم..به آن خانمی که بغضش را در گلو خفه کرد تا سد راه شوهرش نشود،به آن نوزاد سه ماهه کهحسرت گفتن کلمه «بابا» راتا همیشه بر دل خواهد داشت،بدهکاریم..به مظلومیت آن شهیدی کهدلش برای تنها دخترش تنگ میشد، اما فرصت بازگشت به خانه را نداشت،بدهکاریم..به بزرگی و غرور آن امیر ارتش که به او گفتنددخترت روی تخت بیمارستان منتظر دیدن توست،برگرد،اما او بخاطر صدها جوان هم سن و سال دخترش حاضر به ترک جبهه نشدو تنها زمانی به خانه برگشت، کهجسد دخترش را دفن کرده بودند… .ما بدهکاریم..ما به اندازه قطرات اشک مادران و همسران ،به اندازه قطرات خون به ناحق ریخته ،بدهکاریم..به مظلومیت، معصومیت دختران و پسران بابا ندیده، به گریههای شبانگاه همسران شوهر از دست داده ،بدهکاریم..به بزرگی پیرمردی که کمر خم نکردو بر جنازه تنها فرزندش نماز خواند،بدهکاریم..ما به نام هزاران هزار شهید ، جانباز، اسیر،به هزاران هزار خانواده ، هزاران هزار پدر و مادر،هزاران هزار کوچه که نام شهید را بر آن گذاشتهاند ،بدهکاریم.ما به ایران، به اسلام بدهکاریم…..حال خود دانید!!
به هوش باشید همه ما گرفتار یاریم
شعر طنز دکتر
خاک ایران یکسر از دکتر پر است
هرکه دکتر نیست نانش آجر است
ملک ایران سرزمین دکتران
اینقدر دکتر نباشد در جهان
شهر دکتر، کوچه دکتر، باغ دک
کبک دکتر، فنچ دکتر، زاغ دک
عابران هر خیابان دکترند
دانههای برف و باران دکترند
هم وزیران هم مدیران دکترند
بیشتر از نصف ایران دکترند
هرکه پستی دارد اینجا دکتر است
دیپلم ردیست، اما دکتر است
هرکه شد محبوب از ما بهتران
هرکه شد منصوب بالا دکتر است
هرکه رد شد از در دانشکده
یا گرفته دکتری، یا دکتر است
شعر نو مدیون دکترها بوَد
تو ندانستی که نیما دکتر است؟
شاعر تیتراژهامان دکتر است
مجری اخبار سیما دکتر است
آنکه مثل آفتاب نیمهشب
سر زد از صندوق آرا دکتر است
شاد باش ای دکتر آرای ما
دکترای جمله دانشهای ما
ای تو افلاطون و جالینوس ما
دکترایت نخوت و ناموس ما
در جهانی که پر است از نابغه
دکتری چندان ندارد سابقه
بیسبب افسردهای، غم میخوری
سرزمین ماست مهد دکتری
خطمان وقتی شبیه میخ بود
ایبسا دکتر در آن تاریخ بود
اینهمه آدم که در عالم نبود
آدمی کم بود و دکتر کم نبود
من نگویم، شاعران فرمودهاند
رخش و رستم هردو دکتر بودهاند
گرچه باشد قصهها پشت سرش
دکتری دارند ملا و خرش
شاعران از رودکی تا عنصری
بیگمان دارند هریک دکتری
شعلههای عشق چون گر میگرفت
آتشی در خیل دکتر میگرفت
عشق با دکتر نظامی قصهگو
عشق با دکتر سنایی رازجو
عارف شوریده دکتر مولوی
نام پایاننامه او مثنوی
حافظ و سعدی و خواجو دکترند
سروقدان لب جو دکترند
وحشی و اهلی و صائب دکترند
تاجر و دهقان و کاسب دکترند
عالمان را خود حدیثی دیگر است
حجتالاسلام دکتر بهتر است
بحثهای جعل مدرک نانبریست
بهترین سرگرمی ما دکتریست
عدهای مشغول دکترسازیاند
عدهای سرگرم دکتربازیاند
فرمانده کل ارتش در ارتفاعات کلکچال بدون محافظ
عکسهای زیر مربوط به امیر سرلشکر «عطاءالله صالحی» فرمانده 66 ساله جمهوری اسلامی ایران است. این عکسها نشان میدهند که این فرمانده ایرانی بدون محافظ و تشریفات در ارتفاعات کلکچال حضور پیدا کرده است.
این تصاویر که توسط مردم عکسبرداری شده به ترتیب متعلق به یادمان شهدای گمنام تپه نورالشهدا و ارتفاعات کلکچال است که در شبکههای اجتماعی منتشر شده اند.
اوباما و بازار مسگرها
نقی به اوباما: دوغ تو بنوش!
ما دیپلمات نیستیم که حرف بزنیم سربازیم عمل می کنیم
✊بعضی ها فکر میکنند
اینکه می گوییم اگر غلطی از اسرائیل سربزند با خاک یکسانش می کنیم
یا ما کاخ سفید را حسینه می کنیم بلف می زنیم و همه اینها را محض شوخی می گوییم باید بگویم:
ما نواده های خمینی هستیم
واهل این نوع شوخی های بی نمک نیستیم
ما اسرائیل را نابود می کنیم
قدس را آزاد می کنیم
و کاخ سفید را حسینه می کنیم
ما متجاوز را تا جهنم تعقیب می کنیم
و استکبار را مثل شوروی به زباله دان تاریخ تبعید می کنیم
شاید شما اهل این شوخی های بی نمک باشید اما ما نه
نشانی جدید ما را از نوچه های استکبار در منطقه از ناوهای غرق شده شان در خلیج فارس از بالگردها و سربازان سوخته در طبس،
از RQ 170 در آسمان ایران،
از سفارت شنود در طالقانی بپرسید؟
ما دیپلمات نیستیم که حرف بزنیم
سربازیم، عمل می کنیم!
سیزده پند زیبا از امیرالمومنین(ع)
امیرالمومنین امام علی علیهالسلام: از کسانی مباش که،...
سخن بسيار مىگويد، اما كردار خوب او اندك است!
براى دنياى زودگذر تلاش و رقابت دارد اما براى آخرت جاويدان آسان مىگذرد.
سود را زيان و زيان را سود مىپندارد.
از مرگ هراسناك است اما فرصت را از دست مىدهد.
گناه ديگران را بزرگ مىشمارد، اما گناهان بزرگ خود را كوچك مىپندارد.
طاعت دیگران را کوچک و طاعت خود را بزرگ میداند.
مردم را سرزنش میکند اما خود را نکوهش نکرده با خود رياكارانه بر خورد مىكند.
خوشگذرانى با سرمايه داران را بيشتر از ياد خدا با مستمندان دوست دارد.
به نفع خود بر زيان ديگران حكم مىكند اما هرگز به نفع ديگران بر زيان خود حكم نخواهد كرد.
دیگران را هدایت اما خود را گمراه میکند.
دیگران از او اطاعت میکنند و او مخالفت میورزد.
حق خود را به تمام میگیرد اما حق دیگران را به تمام نمیدهد.
از غیر خدا میترسد اما از پروردگار خود نمیترسد.
متن حدیث:
لا تکن ممن ......فَهُوَ بِالْقَوْلِ مُدِلٌّ وَ مِنَ الْعَمَلِ مُقِلٌّ يُنَافِسُ فِيمَا يَفْنَى وَ يُسَامِحُ فِيمَا يَبْقَى يَرَى الْغُنْمَ مَغْرَماً وَ الْغُرْمَ مَغْنَماً يَخْشَى الْمَوْتَ وَ لَا يُبَادِرُ الْفَوْتَ يَسْتَعْظِمُ مِنْ مَعْصِيَةِ غَيْرِهِ مَا يَسْتَقِلُّ أَكْثَرَ مِنْهُ مِنْ نَفْسِهِ وَ يَسْتَكْثِرُ مِنْ طَاعَتِهِ مَا يَحْقِرُهُ مِنْ طَاعَةِ غَيْرِهِ فَهُوَ عَلَى النَّاسِ طَاعِنٌ وَ لِنَفْسِهِ مُدَاهِنٌ اللَّهْوُ مَعَ الْأَغْنِيَاءِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ الذِّكْرِ مَعَ الْفُقَرَاءِ يَحْكُمُ عَلَى غَيْرِهِ لِنَفْسِهِ وَ لَا يَحْكُمُ عَلَيْهَا لِغَيْرِهِ يُرْشِدُ غَيْرَهُ وَ يُغْوِى نَفْسَهُ فَهُوَ يُطَاعُ وَ يَعْصِى وَ يَسْتَوْفِى وَ لَا يُوفِى وَ يَخْشَى الْخَلْقَ فِى غَيْرِ رَبِّهِ وَ لَا يَخْشَى رَبَّه فِى خَلْقِهِ.
بقيع قبل از تخريب ...
در هشتم شوال سال ۱۳۴۴ هجري قمري پس از اشغال مكه، وهابيان به سركردگي عبدالعزيزبن سعود روي به مدينه آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر، سرانجام آن را اشغال نموده، مأمورين عثماني را بيرون كردند و به تخريب قبور ائمه بقيع و ديگر قبور هم چنين قبر ابراهيم فرزند پيامبر اكرم – صلي الله عليه و آله و سلم – قبور زنان آن حضرت، قبر ام البنين مادر حضرت اباالفضل العباس – عليه السلام – و قبر عبدالله پدر پيامبر و اسماعيل فرزند امام صادق – عليه السلام – و بسياري قبور ديگرپرداختند. ضريح فولادي ائمه بقيع را كه در اصفهان ساخته شده بود و روي قبور حضرات معصومين امام مجتبي، امام سجاد، امام باقر و امام صادق – عليهم السلام – قرار داشت را از جا در آورده، بردند.
لاف زدن ...
رهبری در مورد رجز خوانی یک هفته قبل دولت مردان ودولت زنان غربی ها ,در خطبه عید فطر فرمودند
این آقا (رئیس جمهور امریکا) گفته است می تواند ارتش ایران را نابود کند/ قدیمی های ما این جور حرف ها را لاف در غریبی می گفتند/ اگر می خواهند درست بفهمند اگر می خواهند از تجربه های خود درست استفاده بکنند بدانند اگر جنگی این جا اتفاق بیفتد آن کسی که سرشکسته از جنگ خارج خواهد شد آمریکای متجاوز و جنایتکار است
فرمایش رهبری به خوبی تبیین شده نیاز توضیح نخواهد بود ولی اما اصل این ضرب المثل این است:( با عرض معذرت)
لاف در غریبی گوزیدن در بازار مسگرهاست
***
درباره فرد بي شخصيتي گويند كه در جايي كه او را نشناسند، گزافه گويي كند و لاف بيهوده زند كه من چنين و چنانم، در چنين وضعي به او مي گويند:
لاف در غربت و ...
چون لاف در غربت باعث رسوايي او نمي شود، همچنان كه صداي باد اخراجي از شخص به هنگام چكش كاري مسگران شنيده نمي شود و فرد را شرمنده نمي سازد
ﺍﺯ رجبعلی خیاط ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ: ﭼﻄﻮﺭ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﯽ ﺯﻧﺪﮔیت ﺭﺍ ﺑﺮ ﭘﺎﮐﯽ ﺑﻨﺎ ﮐﻨﯽ؟
ﺍﺯ رجبعلی خیاط ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ: ﭼﻄﻮﺭ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﯽ ﺯﻧﺪﮔیت ﺭﺍ ﺑﺮ ﭘﺎﮐﯽ ﺑﻨﺎ ﮐﻨﯽ؟ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺁﺭﺍﻣﯽ؟ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺳﺒﺐ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﺧﺴﺘﻪ ﻧﺸﻮﯼ؟ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﭼﺎﺭ ﻭﺳﻮﺳﻪ ﻧﻤﯿﺸﻮﯼ؟
ﮔﻔت: ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻭ ﺗﺠﺮﺑﻪ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﭘﻨﺞ ﺍﺻﻞ ﺑﻨﺎ ﮐﺮﺩﻡ:
۱. ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﺭﺯﻕ ﻣﺮﺍ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﻤﯽﺧﻮﺭﺩ، ﭘﺲ ﺁﺭﺍﻡ ﺷﺪﻡ!
۲. ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﺮﺍ ﻣﯽﺑﯿﻨﺪ، ﭘﺲ ﺣﯿﺎ ﮐﺮﺩﻡ!
۳. ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﺮﺍ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻧﻤﯽﺩﻫﺪ، ﭘﺲ ﺗﻼﺵ ﮐﺮﺩﻡ!
۴. ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﮐﺎﺭﻡ ﻣﺮﮒ ﺍﺳﺖ، ﭘﺲ ﻣﻬﯿﺎ ﺷﺪﻡ!
۵. ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﻧﯿﮑﯽ ﻭ ﺑﺪﯼ ﮔﻢ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﻣﻦ ﺑﺎﺯﻣﯽﮔﺮﺩﺩ، ﭘﺲ ﺑﺮ ﺧﻮﺑﯽ ﺍﻓﺰﻭﺩﻡ ﻭ ﺍﺯ ﺑﺪﯼ ﮐﻢ ﮐﺮﺩﻡ!
ﻭ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺍﯾﻦ 5 ﺍﺻﻞ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﯾﺎﺩﺁﻭﺭﯼ ﻣﯽﮐﻨﻢ
همچنان وحدت و متانت خود را حفظ کنند تا بتوان در فضای آرام و خردمندانه به منافع ملی دست یافت
بیبیسی فارسی طی ساعات اخیر با پخش تصاویر آرشیوی از مناظرات منتقدان و حامیان بیانیه لوزان و توافقنامه ژنو، درصدد القای شکافهای داخلی با هدف ایجاد تفرقهای خطرناک در بین ملت ایران است تا به هدف شوم دوقطبی سازی جامعه ایرانی دست یابد.
این در حالی است که نتایج بدستآمده از مذاکرات وین، محصول ۱۲سال مقاومت هستهای ملت ایران از هر سلیقه و مرام سیاسی بوده است، نکتهای که وزیر خارجه کشورمان هم بارها طی ماههای اخیر بدان اشاره داشته است.
در این برهه سرنوشتساز باید مراقب بازی خطرناک روباه پیر باشیم. در تکتک گزارشهای بیبیسی فارسی همچنان جمله «حالا دقیقاً نیمهشب است» مستتر است.
اما این بار هوشیاری مردم همدل و همصدای کشورمان خواب شوم تفرقهافکنی دشمنان را تعبیر نخواهد کرد.بنابراين ضمن تقدر از عزيزان انتظار ميرود با بصيرت و هوشياري مانع خوشحالي دشمنان ملت سرافرازمان شده ، از گذاشتن پست ها و مطالب اختلاف انگيز و تفرقه افكن در گروه جداًپرهيز نماييد و بياد آوريم كه وحدت كلمه رمز پيروزي ماست
رهبر انقلاب، از زحمات و مجاهداته و صادقانه و مجدانهی تیم هستهای قدردانی و تشکر کردند.
دیدار رئیسجمهور و اعضای هیأت دولت با رهبر انقلاب
رهبر معظم انقلاب با اشاره به سخنان رئیسجمهور در ابتدای این دیدار دربارهی نتایج مذاکرات هستهای، از زحمات و مجاهدات صادقانه و مجدانهی تیم هستهای قدردانی و تشکر کردند.
ایشان سپس با اشاره به ویژگیهای شخصیتی جایگاه خاص مالک اشتر نزد امیرمؤمنان افزودند: حضرت علیبنابیطالب علیهالسلام، فرمان خود را خطاب به چنین شخصیتی صادر فرمودند که این نکته جای تأمل دارد.
رهبر انقلاب در بیان وظایف مسئولان در فرمان امیرمؤمنان به مالک اشتر، افزودند: «گرفتن مالیات و حقوقی که مردم نسبت به دولت دارند»، دفاع از مردم و سرزمینشان، سوق دادن جامعه به صلاح و رستگاری و آبادانی و سازندگی کشور، ۴مأموریت اصلی است که مولای متقیان در نامه به مالک، بر دوش حاکمان میگذارند.
حضرت آیتالله خامنهای، «توصیهی حاکمان اسلامی به تقوای الهی در هر شرایط و موقعیت»، «جدیت کامل در انجام دادن فرائض و سنن و مستحبات»، «نصرت پروردگار در قلب و در زبان و در عمل» و «مهار کردن نفس در مقابل همهی شهوات» را از فرامین مهمی برشمردند که مولای متقیان در زمینهی خودسازی به مالک اشتر نگاشتهاند.
قضاوت منصفانه دربارهی مسئولان قبلی از دیگر نکاتی بود که رهبر انقلاب با استناد به فرازهایی از فرمان امام علی علیهالسلام به مالک اشتر مورد تأکید قرار دادند.
ادامه مطلب
دشمنان می دانند رهبری و مردم ایران چه قدرتی دارند اما برخی در داخل هنوز ...
وقتی رهبری می فرماید ،اگر رژیم صیونیستی غلطی بکند تل آویو و حیفا را با خاک یکسان میکنیم
وقتی ایران قدرت اول منطقه میشود
وقتی ایران چنان نفوذ در کشورهای منطقه میکند که سعودی ها و ترکها احساس خطر میکنند
وقتی نتانیاهو میگوید هر جا که سر می چرخانم خمینی و خامنه ای را میبینم
وقتی اسرائیل می داند اگر غلطی بکند دقیقه ای ۵۰۰ موشک به سمت سرزمینهای اشغالی شلیک میشود
وقتی با یک اشاره آقا آمریکا عرض ۲۴ ساعت از حمله نظامی به سوریه رای برمیگرداند
وقتی آمریکا حمله نظامی به ایران برایش در حد یک رویا است
وقتی ایران امن ترین کشور در نا امن ترین منطقه دنیاست
وقتی که دشمن میداند حرف و عمل رهبر ایران یکی است
وقتی که آمریکایها اعتراف میکنند نقشه های که چندین ماه بر علیه ایران برنامه ریزی میکنیم رهبر ایران با یک سخنرانی یک ساعته آن را نقش بر آب میکند
و...
نشان از آن دارد که رهبری ومردم به وظیفه شان خود به خوبی عمل کرده است
دشمنان می دانند رهبری و مردم ایران چه قدرتی دارند اما برخی در داخل هنوز ...
روایت یک ارتشی از کودتای نوژه:
بیستم تیرماه 1359 امام خمینی پس از پایان عملیات خنثی سازی كودتای نقاب در حسینیه جماران در طی سخنرانی خود فرمودند: «میخواهند توطئه بكنند و آن هم این توطئهای كه معلوم است كه اگر چنانچه موفق به كشفش هم نشده بودیم،] مردم [خفه میكردند آنها را ... اگر این فانتومها هم بلند شده بود، اینها میخواستند چه بكنند، پدر اینها را در میآوردند مگر ملت، حالا دیگر نشسته كه یك فانتوم و دو فانتوم كاری انجام بدهد.»
آری دشمانی که از روزهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به فکر توطئه و خرابکاری علیه آن را فکر شب و روز خود کرده بودند بار دیگر میخواستند تا با کودتایی دیگر سربازان این میهن را در برابر مردم شریف ایران قرار دهند که موفق نشدند.
با گذشت سالها از آن ماجرا بر آن شدیم تا در گفتگو یا سرهنگ سید محمدعلی شریفالنسب که در آن روزها جزو کمیته انقلابی ارتش و حضور فعالی در صحنه داشت به زوایای پنهان و آشکار آن ماجرا بپردازیم:
ارتش ایران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی از ارتشهای قدرتمند جهان بود. حضرت امام از سال 42 و قبل از آن در پیامهای خود با ارتش به شیوهای گرم و هدایتگر برخورد میکردند و در صدد جدا کردن بدنه سالم ارتش از معدود فرماندهان وابسته و سرسپرده آن بودند. در ارتش این قضیه به مرور جا باز کرد و شهید سید موسی نامجودر دانشکده افسری پایه گذار هستههای مقاومت شد.
شهیدحسن اقارب پرست و شهید یوسف کلاهدوز، تحت تاثیر نامجو شبکه نظامیان وفادار به انقلاب را گسترش دادند. ارتش میرفت که یک بدنه حزب الهی پیدا کند. در حکومت نظامی هستههای مقاومت باعث شدند ارتش با مردم برخوردهای تند نداشته باشد. فرماندهان نیز اغلب دلشان با امام و انقلاب بود. گاهی به امام مراجعه میکردند و میگفتند ما حرفه نظامی را دوست داریم ولی مسلمان و مقلد شما هستیم؛ حضرت امام با این دید با ارتش برخورد میکردند و میفرمودند: ما خبر داریم و میدانیم فرماندهان ارتش از این که تحت نفوذ چنین رژیمی هستند رنج میبرند.
سرانجام ارتش با هدایت و برخوردهای حکیمانه ایشان جذب شد. آن چنان که در تشریف فرمایی حضرت امام به میهن اسلامی، از جان و دل همراه مردم بود. اگر غیر از این بود و قرار بود ارتش در مقابل ملت بایستد، جوی خون راه میافتاد.
ارتش آمریکا ژنرال هایزر را فرستاده بود برای این که به کمک فرماندهان رده بالا، حکومت و امنیت را به رژیم برگرداند و شرایط ادامه حکومت شاه را تامین کند. هایزر در نشستهایی که با فرماندهان داشت، به او فهماندند که ما هیچ نفوذی روی طبقه جوان ارتش نداریم، «از ما فرمان نمی برند». آمریکاییها آن موقع مایوس شدند. اگر میتوانستند کودتا کنند آن زمان باید میکردند. ارتش قدرتمند ایران با برخورد سازنده حضرت امام صبح پیروزی نهضت، بازوی امام و انقلاب بود.
اولین حادثه ای که برای انقلاب پیش آمد محاصره پادگان سنندج بود. روز 24 بهمن، سرگرد کتیبه توسط کمیته انقلاب ارتش متشکل از نمایندگان هستههای مقاومت، از طریق رادیو فرمانده لشگر شد و سنندج را حفظ کرد. اگر این پادگان به دست ضد انقلاب میافتاد سراسر کردستان به آتش کشیده میشد. دشمن مانده بود که ارتشی که سربازهایش به فرمان امام فراری شده و فرماندهانش در جایگاه خود نیستند چگونه پا گرفته است.
*منظور شما از دشمن چیست.جریان یا کشور خاصی را در ذهن دارید؟
انقلاب اسلامی از روز نخست با همه قدرتهای شرق و غرب مسئله پیدا کرد، چون نوید بخش فرهنگ و زندگی جدیدی بود. اینها نگران بودند که اگر پیروز شود همه جوانان مستعد در گوشه و کنار جهان به آن گرایش یافته و زیر بنای حکومت آنها سست می شود. هنوز هم در این تفکر هستند. به همین دلیل دست به دست هم دادند تا با ضربه های پیدرپی ارتش را که بازوی انقلاب است از میان برداشته و نهضت را در هم بشکنند.
علیرغم تلاش دشمنان انقلاب و شعارهای «ارتش ضد خلقی نابود باید گردد» سپهبد شهید ولی قرنی، فرماندهان فداکار و متعهد ارتش همچون سرلشگر شهید ولی فلاحی، سرلشگر قاسمعلی ظهیر نژاد، سرلشگر شهید جواد فکوری، سرلشکر شهید موسی نامجو، سرلشکر شهید یوسف کلاهدوز، سرلشکر شهید حسن اقارب پرست، سرلشگر شهید یعقوب احمد بیگی و سپهبد شهید علی صیاد شیرازی همه هم و غم شان را در ساختن ارتش نوین مکتبی راهبرد و ارزشهای اسلامی گذاشتند.
بدنه ارتش همان طور که امام تشخیص داده بود بدنه سالمی بود و آماده پذیرش، اما همه گروهکها به انحلال ارتش میاندیشیدند. ارتش ضربه ها را یکی پس از دیگری دفع می کرد. در پادگان ها با شعار «ارتش بی طبقه توحیدی» نفوذ کرده و می گفتند فرمانده و زیر دست معنی ندارد، همه با هم برادریم، میخواهیم شورایی کار کنیم. اینها ساده ترین گرفتاری های فرماندهان بود. در دانشکده افسری گروه های سیاسی و خلقی هر یک دفتر جداگانه داشتند و نظامات را بهم ریخته بودند. خدمت دانشکده های افسری سراسر دنیا شبانه روزی و با یونیفرم مخصوص است. این ساختار در آن فضای انقلابی در هم شکسته بود.
میگفتند هر دانشجویی میخواهد شب بماند و هر کس میخواهد برود. لباس نظامی یا شخصی هم تفاوتی نمیکرد. هر روز در گوشه ای از دانشکده تظاهرات بود. شعارها اغلب متمایل به بلوک شرق بود.
*نقش دولت موقت در این میان چه بود؟
دولت موقت آن قدر مشکلات داشت که فرصت رسیدگی به کار ارتش را نداشت. در مشکلات خود غرق بود. حتی اگر قدمی برمیداشت آن قدر ناشیانه بود که به زیان ارتش تمام میشد. شهید قرنی در رنج نامه غم انگیزی که باقی گذاشته می گوید این ها بدون این که با من مشورت کنند به مهاباد رفتند. آن قدر مماشات و نرمش در مقابل ضد انقلاب نشان دادند که در حضور آنان، فرمانده وقت سرتیپ احسان پزشک پور ترور شد؛ سلاح و مهمات و تجهیزات پادگان به یغما رفت. توطئهها دولت موقت را هم کلافه کرده بود.
دشمنان انقلاب قبل از کودتا بیش از دو لشگر ما را در کردستان درگیر کرده بودند. در سناریوی شرق و غرب نابودی جمهوری اسلامی ایران کلید خورده بود و باید این ارتش قدرتمند روزی که صدام میخواست حمله کند قدرت مقابله نداشته باشد. صدام نیز دو سال قبل از آغاز جنگ ارتش خود را مجهز کرده بود.
با وجود حمایتهای همه جانبه حضرت امام، شیطنت های خارجی و داخلی برای درهم شکستن ارتش بیداد می کرد. تحریکات مرزی و جدایی طلبی در گنبد، سیستان و بلوچستان و خوزستان هم جای خود را داشت و حضور به موقع و قدرتمندانه ارتش را میطلبید.
قضیه گروگان گیری هم سیلی محکمی بود که آمریکا خورد. پس از آن دشمنی با نظام چندین برابر شد. دشمن در ماجرای طبس هم اهداف بزرگی داشت که با عنایات الهی در هم شکست حادثه بعدی که در مقابل ارتش و نظام طراحی شد کودتایی بود که آن موقع به کودتای نوژه معروف شد.
در واقع کودتای نوژه آخرین حلقه از زنجیره توطئههای آشکار و پنهان علیه ارتش و نظام بود که صدام جرات کند و بگوید من سه روزه خوزستان و پنج روزه تهران را فتح خواهم کرد.
*کودتای نوژه یا نقاب؛ آمریکایی بود یا دیگر کشورها هم در آن مشارکت داشتند؟
کودتای نقاب رویدادی مشارکتی بود و همه قدرتها از آن سود می بردند و همانگونه که اشاره کردید نباید آن را نوژه بنامیم، چرا که شهید بزرگوار سرلشکر نوژه در میان شهدای دفاع مقدس جایگاهی رفیع دارد. نام او نباید با واژه کودتا در کنار هم باشد. ایشان سال 1342 وارد دانشکده افسری شد. هم دوره من بود. متدین با وقار و شجاع. یادم می آید فرمانده سختگیری داشتیم که همه از او حساب میبردند. یک روز صبح که با شمشیر افراشته برای بازدید آمده بود به بهانهیی نوک تیز شمشیرش را روی سینه نوژه گذاشت و ایرادی از او گرفت. نوژه تیغه شمشیر را با دست خالی محکم گرفت و کج کرد و گفت احترام خود را نگه دار! فرمانده وحشت کرد و از آن پس روزهایی که برای بازدید می آمد شمشیرش غلاف بود.
آن موقع نیروی زمینی و دریایی و هوایی در دانشکده افسری سه سال با هم دوره می گذراندند و بنا بر تواناییهایشان به نیروی هوایی یا دریایی می رفتند. نوژه ریاضیات بسیار خوبی داشت و به نیروی هوایی پیوست. در شکستن محاصره پاوه درخشید. در آن زمان فرمانده گردان شکاری پایگاه شاهرخی در همدان بود. همین پایگاهی که مورد توجه کودتاگران قرار گرفته بود. وقتی که فرمان بسیج همگانی امام برای یاری دکتر چمران و نجات پاوه به او می رسد، با وجود آنکه میتوانست فرد دیگری را عازم ماموریت نماید خود با زبان روزه مشتاقانه برای حراست و اسکورت ستونهای اعزامی از کرمانشاه به پاوه عزیمت میکند. نزدیک غروب آفتاب ماه مبارک رمضان در داخل هواپیما هدف رگبار گلوله ضد انقلاب قرار می گیرد و به دلیل مجروحیت کنترل هواپیما از دست وی خارج می شود و هواپیما به کوه برخورد می کند و شکوهمندانه در خون خودش افطار میکند. پایگاه شاهرخی را به دلیل فداکاری و رشادت وی پایگاه «نوژه» نامیدند.
اما کودتا، بر اساس ماموریتی که کودتاگران برای خود طراحی کرده بودند، نقاب -مخفف «نجات قیام ایران بزرگ»- نامگذاری شده بود.

*این افراد چه کسانی بودند و چه برنامه ای داشتند؟
این افراد واخورده ترین و بی کفایت ترین افراد یگانهای مختلف بودند. توجه عمده اینها روی توانائیهای نیروی هوایی بود. برنامه این بود که از پایگاه هوایی همدان بتوانند چند فروند هواپیما را به سمت تهران پرواز بدهند و بیت حضرت امام در جماران و چند نقطه حساس دیگر را بمباران کنند و بعد از پیاده شدن و اشغال ستاد مشترک و رادیو تلویزیون اعلام پیروزی نمایند و زمینه را برای بازگشت بختیار آماده کنند. دو نفر ژنرال داشتند. متاسفانه سپهبد سعید مهدیون را فرمانده نیروی هوایی می نامند در حالی که روزهای اول که نیروی هوایی خودش را پیدا نکرده بود، سعید مهدیون که زیردست هایش از او ناراضی بودند و از سایه خودش هم میترسید دو روز موقتا فرماندهی کرده بود. یا سرتیپ آیت محققی که قرار بوده در پایگاه همدان فرماندهی را عهده دار شود افسری بود که هیچ اعتباری در نیروی هوایی نداشت. سایرین هم یکی از دیگری بی مایه تر بودند. معمولا در هر نظام و تشکیلاتی یک عده بیاعتقاد و بی هویت وجود دارند، اینها را شناسایی و با مبلغی که گفتنش شرم آور است، سازماندهی کرده بودند.
گفته بودند شامگاه روز هفدهم تیرماه به پارک لاله مقابل سینمای بلوار بیایید، آن جا منطقه تجمع ماست. اتوبوسی در اختیار داریم حوالی ساعت 12 شب در 100 متری پایگاه هوایی همدان جمع می شویم و پس از هماهنگی لازم به پایگاه نفوذ کرده و عملیات را آغاز می کنیم. از سه یا چهار روز قبل از کودتا، برخورد ضد انقلاب نشان میداد که خبرهایی در پیش است. آن روزها گروهکها آزاد بودند و میتوانستند حرفشان را بزنند.
عوامل فریب خورده کودتا از همان منطقه تجمع پارک لاله توسط چند تیم از کلاه سبزهای تیپ نیروهای ویژه به فرماندهی سرلشکر شهید حسین شهرام فر و معاونت سرتیپ جانباز احمد دادبین دستگیر میشوند . تعداد کمی که باقی می مانند با وجود آگاهی از این ماجرا حماقت و سرسختی به خرج داده عازم همدان میشوند. و چون خودروها بازرسی میشده و راهها شدیدا تحت کنترل بوده قبل از این که به درب جبهه پایگاه شاهرخی برسند همه شان دستگیر و جمع آوری میشوند.

*پس نقش خلبانی که در این مورد به آیت الله خامنه ای اطلاع داده بود، چیست؟ آیا کودتا را او لو داده یا دیگران؟
مکرر شنیده میشد عوامل ضد انقلاب به هم میگویند، این حکومت یک ماه دیگر منقرض می شود. هر روز از این صحبتها بود. ولی هیچ کدام از آنها واقعیت نداشت. اما این یکی به واقعیت نزدیک میشد و روی آن سرمایه گذاری کرده بودند. نفراتی را شستشوی مغزی داده بودند و ماموریت ها مشخص شده بود.
نیمه شب یک نفر خلبان خدمت حضرت آیت الله خامنه ای می آید و کودتا را لو میدهد اما چرا نزد ایشان میآید؟ آیت الله خامنه ای در آن زمان نماینده حضرت امام در ارتش بودند. نماینده قبلی حضرت آیت الله موسوی اردبیلی بودند، که چندان فرصت رسیدگی و اهتمام به ارتش نداشتند. اما حضرت آقا مسئولیت شان را با جدیت و علاقمندی دنبال می کردند. سرهنگ محمد سلیمی، رئیس دفتر آقای خامنه ای بود. من هر وقت مراجعه می کردم، می دیدم تعدادی از فرماندهان ارتش در نوبت ملاقات هستند. یعنی وقتی حضرت آقا به ارتش تشریف آوردند ارتشی که هر روز ضربه می خورد و فرمانده هان همه نگران بودند که امروز یا فردا ما را متهم می کنند. دیدند حضرت آقا به گرمی و شایستگی به مشکلاتشان توجه می کنند و در صدد حمایت از آنها هستند و میخواهند قدرت و اصالت فرماندهی را به پادگانها برگرداند. حضرت آقا نقطه اتکا و امید نظامیان و فرماندهان ارتش شد. این بود که آن خلبان آن شب در آن مقطع حساس که خیلی جاها می توانست برود منزل آقا را انتخاب کرد.
*نام این خلبان را می دانید؟
خیر، نمی دانم و دنبال دانستن آن هم نبودهام. ولی اصل قضیه را در سایت ها و منابع خبری دیدهام، البته یک یا دو روز بعد، وقتی کشف این ماجرا توسط حضرت آقا کلید خورد و کشف شد دیگران هم اعلام کردند که ما می دانستیم. آن موقع باز شایع بود که این کودتا را توده ایها لو دادهاند. حال چقدر واقعیت دارد؛ نمی دانم. اگر واقعیت داشته باشد به خاطر این بوده که خود را به نظام نزدیک تر کنند. و این گمان قوت میگیرد که شرق و غرب امیدی در به ثمر رسیدن کودتا نداشتهاند و بیشتر روی شکست کودتا و بهرهبرداری از پیامدهای آن نظر داشته اند.
وقتی شرح حال کودتا را از زبان کودتا گران می خوانیم درمییابیم که کاری ابلهانه بوده است. سرتیپ محققی در بازجویی می گوید: ما گز نکرده می خواستیم پاره کنیم. کارمان بچه گانه و احمقانه بود. ضعیف ترین سازماندهی ها هم از سازمان ما قوی تر بود. همدیگر را نمی شناختیم. و به هم اعتماد نداشتیم. اغلب شان چنین حرفی میزدند.

*اینکه میگویید شرق و غرب میدانستند که این کودتا به ثمر نمیرسد، با حرف اولتان که میگویید آمریکا، و شوروی، از آغاز انقلاب در صدد کودتا و براندازی رژیم بودهاند تناقص پیدا میکند. چگونه آن را توجیه میکنید؟
بله، این دو با هم نمیخوانند، نقطه حساس همین است که باید کارشناسان نظامی و سیاسی روی آن کار کنند. کشوری که انقلاب کرده و رهبر آن بیش از بیست سال فرهنگ سازی کرده و ارتش با آن قدرت را به دنبال خود کشیده با این مردم در صحنه فداکار دیگر کودتا بردار نیست. تا زمانی که این وحدت و صمیمیت بین مردم و رهبری وجود دارد این نظام محکم ایستاده و هیچ قدرتی نمی تواند آن را سرنگون کند.
آنان میدانستند که کودتا اگر میخواست جواب بدهد زمان هایزر جواب میداد. یا همان روز 21 بهمن 1357 در حالی که آن شایعه هم بیاساس بود، 20 بهمن 1357 وقتی فرمانده حکومت نظامی در قصر فیروزه برای مبارزه با همافران انقلابی تقاضای کمک می کند فرمانده گارد میگوید من برای حفاظت خودم هم کسی را ندارم همه گذاشته اند و رفته اند.
اگر قرار بود کودتا شود همان موقع باید می شد. پس این ها می دانستند که کودتا پیروز نمی شود. این ها روی شکست کودتا سرمایه گذاری کردند. بذر کودتا را پاشیدند و چون نتوانستند درو کنند، از پیامدهای آن استفاده کردند. حال ببینیم پیامدهای کودتا چه بود؟
حضرت آیت الله خامنه ای مکرر فرمودهاند خاطرات انقلاب و جنگ تحمیلی گنجینه ارزشمندی است. نباید فراموش شود باید از آن پند و اندرز بگیریم.
آن زمان همه خواب بودیم و یا بازی خورده بودیم و به اهداف ثانویه دشمن نمیاندیشیدیم و خوشحال بودیم که کودتا شکست خورده است در حالی که اهداف ثانویه دشمن با موفقیت در سمت و سوی پیروزی گام برمی داشت.
با کمال تاسف اولین موفقیت کودتا در نیروی هوایی محقق شد. نیروی هوایی ما در این ماجرا تعدادی از بهترین خلبانها و کادرفنی خود را از دست داد. تعدادی اعدام، تعدادی فراری و تعدادی زندانی شدند و این در حالی بود که بعد از انقلاب. بسیاری از هواپیما ها به دلیل کمبود قطعه زمین گیر بودند. سلسله مراتب شکسته شده بود. اغلب در پایگاه های مختلف از جمله تبریز شورش و بی نظمی بود. در تهران دو نفر درجه دار برای خودشان بساطی برپا کرده و نظامات را به هم ریخته بودند. به نظر کودتاگران نیروی هوایی فلج و از چرخه عملیات خارج شده بود.
نیروهای ویژه هوابرد که در حکم عکس العمل سریع رژیم شاه بود حالا به مدد رهبری حضرت امام و عملکرد خوب هستههای انقلابی ارتش، نیروی عکس العمل سریع نظام شده بود. در گنبد، خوزستان، کردستان، بلوچستان اگر فتنهای برپا می شد. کوله پشتی و آر پی جی و تیربارشان آماده بود. همه دوره ها را هم دیده بودند. ظرف دو ساعت می توانستند در مقابل دشمن سینه سپر کنند. تعدادی از بهترین نیروهای این یگان هم اعدام شدند. وقتی نفراتی اعدام می شوند دو سه برابر این ها از دور خارج می شوند. نگران می شوند، که نکند ما هم متهم شویم. گاه هم مخفی و یا فراری می شوند.
یگانهای لشگر 21 حمزه که صبح پیروزی انقلاب با سخنرانی سرلشگر شهید ولی فلاحی با استقبال از خطر مرگ به سنندج رفتند و درخشیدند و اولین شهدا را دادند. آنها هم ضربه بزرگی دیدند.
از همه مهمتر شیردلاور ارتش ایران لشگر 92 زرهی بود که ضربه کاریتر و سختتر دید. قدرت و صلابت لشگر 92 زرهی آن چنان بود که در رژیم گذشته وقتی تیپ دزفول مانور داشت، ارتش عراق آماده باش می داد و در وحشت و نگرانی به سر می برد که نکند اینها پایشان به بغداد برسد.
سرهنگ منوچهر فرزانه، افسری تحصیل کرده، شجاع و با ایمان هشت ماه قبل از کودتا فرماندهی لشگر را عهده دار می شود. میگوید در اولین صبحگاه نفراتم نیم ساعت مرا هو کردند. ایستادم تا ساکت شدند گفتم برادران انقلاب ما دشمن دارد، دشمنی که از ما آگاهتر و به مراتب قدرتمندتر است و ما باید بهترین مدافع انقلاب باشیم. هو کردن فایده ای ندارد، دشمن بر ما غلبه پیدا می کند. بیایید دست به دست هم دهیم و لشگر را از نو بسازیم و به آمادگی رزمی کامل برسانیم. استقبال کردند و صلوات فرستادند. ابتکار عمل دست من آمد. از فردا شروع کردیم به کار. همه چیز بهم ریخته بود. دیدم متخصصان تانک پراکنده شده اند. از جمله تعدادی به ژاندارمری محل سکونت شان رفتهاند. با کمک تیمسار فلاحی همه را برگرداندم. آموزشها، بازدیدها و اردوگاها برقرار و لشگر داشت عملیاتی میشد. تاریک و روشن صبح که خواستم سر خدمت بروم. معاونم تلفن زد و گفت تعدادی را دستگیر کردهاند. گفتم من می آیم تا ببینم چه خبر است. در راه پادگان من را از ماشین پیاده کردند، چشمانم را بستند و با خود بردند. هفتاد روز قبل از تهاجم صدام بعثی، وی دستگیر می شود و به زندان می رود و دو هفته بعد از شروع جنگ آزاد می شود.
در این ماجرا تعدادی دستگیر و تعدادی فراری میشوند. تعدادی از متهمان را با لباس زندان در میدان صبحگاه حاضر میکنند. و بعد از بالا بردن پرچم و نیایش صبحگاهی جلوی چشم هم رزمانشان به رگبار می بندند. یکی از آنان در حالی که خون از بازوانش فوران می کرده فریاد میزد: به خدا قسم ما خائن نیستیم.
اگر آمریکا، شوروی و صدام همه فکرهایشان را روی هم می گذاشتند، آیا می توانستند یک چنین سناریوی ویران گری پیاده کنند؟ در داخل خاک خودمان، در داخل سربازخانه ای که باید با وضو وارد آن می شدیم به دستور چه کسی این گونه خشن و دور از انتظار برخورد شد معلوم نیست و این در حالی بود که امام در فروردین 57 در پیامی که برای روز ارتش دادند فرمودند:
امروز ارتش ارتش اسلامی است. اینها برادرهای شما هستند. تعهد دارند که برای مملکتشان برای اسلام شان فداکاری کنند. به آن ها محبت کنید کسی حق اهانت به آن ها را ندارد.
ملاحظه فرمایید ارتشی که با برخورد خردمندانه امام پا گرفته بود و راه خود را در میان توطئه ها و نیرنگ ها به سختی هموار می نمود و می رفت که بار دیگر در صحنه فرا منطقه ای اثر گذار باشد در خانه خود چنین ضربه هولناکی می بینید.
سرهنگ شاپور قبادی، افسری دانشمند، معتقد و مردمی فرمانده دانشکده پیاده شیراز بود و افسران پیاده دانشجوی وی بودند. چهار روز بعد از کودتا او را در ستاد مشترک با سر تراشیده دیدم. پرسیدم قضیه چه بود. گفت، از کودتا گران سوال می کنند برای لشگر مشهد چه کسی را در نظر داشتید، گفته بودند بهتر از قبادی نداشتیم. لشگر را خوب جمع و جور کرده است. او اضافه کرد آیا خدمات من باید این گونه لگدمال شود!
یکی دیگر از افسران شجاع و کم نظیر ما که روزهای آغاز جنگ در میمک و مهران درخشید، فرمانده لشگر زرهی کرمانشاه سرهنگ باوندپور بود. در زندان بیماری سختی هم گرفته بود. وقتی آزاد شد فرمانده لشگر شد،و مردانه در مقابل دشمن ایستاد و سینه سپر کرد. هم رزمانش می گفتند وقتی می خواست ما را در مقابل عراق به هیجان وا دارد، می گفت بچه ها بجنبید، فرداست که عراقی ها پیروز شوند و لباس همسرانتان پرچم تانکها و نفر برهایشان باشد. میخواست به ما بگوید از ناموستان خوب دفاع کنید. او به واقع مرد بزرگی بود با این گونه سخن گفتن، خون ما را به جوش می آورد و خودش در حالی که پاهایش در همین جریانات حادثه دیده بود با ما همراه بود. در ملاقات با حضرت امام پاهای مجروح خود را نشان داده بود.

*آن طرف خط کاملا مشخص است. آمریکا، شوری، عراق، اسرائیل و سایر کشورها میخواهند با کودتا رژیم دلخواه خود را روی کار آورند. اینکه میدانستند و یا نمیدانستند شکست میخورند یک بحث جداست که باید در مورد آن بیشتر بررسی شود. اما این طرف خط پررنگتر از آن طرف خط است، به نظر شما این طرف خیانت بوده، یا کم تجربه ای. چه کسی بوده که نقش پیاده نظام دشمن را بازی کرده است.
من در دادگاه متهمان نبودهام. فرض ما این است که دادگاه یک دادگاه صالحه بوده و همه قوانین اسلام در آن پیاده شده، چرا احکام آن به بدترین وجه اجرا شده است. اگر آمریکا و شوروی میخواستند چنین ضربهای به ما بزنند هرگز نمیتوانستند. چه بسا این کار زشت و خشونت بار کار نفوذی ها باشد.
* ببینید من نمی گویم حرف های شما اشتباه است، ولی انتشار این گفتگو باید به شکلی باشد، که مخاطب بعد از خواندن آن به نتیجه برسد. چه کسانی خواستهاند ارتش را از بین ببرند. میخواهم بدانم که نقشه داخلی را چه کسی اجرا کرده است. این را شما میدانید یا نه؟
میدانم منظور شما چیست شما می خواهید مقصر را بشناسید و به جامعه معرفی کنید. صراحتاً می گویم پاسخ این سوال در حد من نیست. یعنی اگر هم عقیده ای از خود ابراز کنم ممکن است اشتباه کرده باشم، این سوال را باید کارشناسان نظامی و سیاسی و کارگزاران آن روزهای پرحادثه پاسخگو باشند. آن هم با مطالعه دقیق پرونده ها، بازجوئی ها و دفاعیات. من با پیامدهای ویرانگر این حادثه کار دارم. اتفاق تلخی که در یک مقطع زمانی حساس غرور ارتش را در هم شکست و دشمنانش را شاد ساخت.
* به نظر میرسد دشمن طوری نقشه ریخته که شما چه مثبت عمل کنید چه منفی، چه درست و چه اشتباه همه این ها در بازی او یکی است. میخواهم بگویم که این بازی برای دشمن برد- برد بوده است. چه کودتا پیروز شود و چه شکست بخورد. آیا این چنین نیست؟
بله . وقتی انقلاب پیروز شد سیستم های اطلاعاتی کشور به دلیل عملکرد بد آنها و تبلیغات دشمن در هم پاشید. همه فکر میکردند اطلاعات یعنی امنیت داخلی ساواک و کمیته ضد خرابکاری، که میگرفت و شکنجه میداد، و اعدام می کرد. اطلاعات در مملکت که حکم چشم و چراغ داشت شکست خورد. اداره دوم ارتش از این مسائل برکنار بود. یک واحد اطلاعاتی مفیدی بود که مراقب حرکات دشمن بود. همان روزهای اول پیروزی انقلاب گروهی با نیت های خیر انقلابی در اداره دوم مستقر شدند و اولین هدف خود را بررسی صلاحیت و پاکسازی متخصصان آن قرار دادند و کار اطلاعاتی را مختل کردند. رئیس اداره هنگامی که می خواست داخل شود بازدید بدنی می شد. اما کشمیری (عامل انفجار دفتر نخست وزیری) به راحتی و بدون بازرسی رفت و آمد داشت. سعادتی(از چهرههای سازمتن مجاهدین خلق- منافقین که به خاطر ارتباط و جاسوسی برای شوروی دستگیر شد)هم می آمد و پروندههای سری را تحویل دشمنانمان می داد و بازداشت شد و در نماز جمعه هم گفته شد که کار سعادتی جاسوسی نبوده است سرانجام اعدام شد و سرنوشت کشمیری هم با انفجار دفتر نخست وزیری گره خورد و با شهادت جمعی از بهترین یاران امام و اسوه های انقلاب از جمله شهید رجائی و شهید باهنر قضیه او خاتمه یافت و از خاطره ها محو شد.
ده گروه و گروهک سیاسی با عقاید مختلف در مبارزات انقلابی علیه رژیم شاه شرکت و همکاری داشتند. نفر دوم یکی از این گروهکها که در نجف خدمت حضرت امام رفته بود. پس از سه روز بحث حضرت امام مواضع عقیدتی او را تایید نکرده بودند. گفته بود حال که در مبارزه با رژیم هستیم اجازه دهید با ارتش مسلحانه وارد جنگ شویم. حضرت امام فرموده بودند که ارتش را به من واگذارید، یعنی دست رد بر سینه این ها می زدند. این گروه ها می دانستند که اگر روحانیت روی کار بیاید، در این مملکت هیچ جایگاهی ندارند. می گفتند اگر رژیم شاه بماند بهتر است. وقتی انقلاب پیروز شد این ها تغییر چهره دادندودر بافت نظام خود را استتار کردند این ها، را به این راحتی نمیتوان پیدا کرد تخصص و تجربه ویژه نیاز دارد.
از مرحله دور نشویم و دنبال این که چه کسانی آب به آسیاب دشمن میریختند نباشیم. اگر بگوییم فلان مهندس و فلان دکتر و یا فلان نظامی و یا فلان روحانی به جایی نمی رسیم باید به دنبال پیامدها و تجربیات آن باشیم که این اینگونه حوادث تلخ دیگر تکرار نشود. بازیگران توطئه گفتند کار نیروی هوایی ارتش ایران تمام است. اگر هم چند فروند هواپیما از فرودگاه هم بلند شد و رفت در آسمان، چند ساعت بیشتر دوام نمی آورد، برتری هوایی مطلقا با عراق ست. لشکر 92 زرهی هم که رنجور و ناتوان افتاده و کارش تمام است. سایر لشکرها هم یا در کردستان درگیرند و یا با مشکلات و کمبودها دسته و پنجه نرم میکنند. یگان نیروی های ویژه هم که باید سریع خودش را برساند زخم خورده و فاقد کارایی است. رهبر دیوانه عراق جرأت پیدا کرد و نیرو گرفت. گفت به نام ملت های عرب قادسیه صدام را آغاز می کنیم، سه روزه خوزستان را تصرف کرده و پنج روزه در میدان آزادی تهران خواهیم بود، روز 31 شهریور به دنبال بمباران فرودگاههای بزرگ کشور یورش سیل آسای ارتش عراق با 12 لشگر مجهز به سوی غرب و جنوب آغاز شد.
31شهریور، هنگام بمباران فرودگاه در استانداری اهواز بودم و جلسه ستاد جنگهای نامنظم برقرار بود. جلسه را رها کرده و به فرودگاه رفتم. هنوز تکههای بمب داغ بود به سرعت به اتاق جنگ آمدم، وضعیت را بسیار آشفته و پریشان دیدم. لشکر هنوز بدون فرمانده بود و از یکی دو ماه پیش به فرمانده نیروی زمینی فشار آورده بودند که چرا فرمانده تعیین نمی کنی؟ او هم گفته بود هرکس فرمانده مرا زندان کرده، خودش هم لشگر را اداره کند. خوزستان از اختیار من خارج است. شرح وضعیت بر هم ریختگی های آن روز و یورش سیل آسای دشمن در کلمات نمی گنجد.
شامگاه همان روز و بامداد روز بعد خلبانان شجاع و غیرتمندمان با 140فروند هواپیما تاسیسات حساس و حیاتی عراق را از کار انداختند و برگ زرینی بر تاریخ پرحماسه نیروی هوایی ایران افزودند. این عملیات نخستین عکس العمل درخشان و توانمند ارتش ایران بود که در کمال ناباوری دشمن او را غافلگیر کرد.
باقیمانده لشگر خوزستان هم با هزاران زخم عمیقی که از دوست و دشمن بر تن داشت خونش به جوش آمد و مانند شیر خشمگین در برابر تهاجم ارتش عراق و حامیان قدرتمندش قد علم کرد.
روز دوم مهر، دانشجویان دانشکده افسری که در تابستان همان سال در کردستان به آنان آموزش داده بودم به اتفاق سرهنگ نامجو و سرگرد حسنی سعدی با روحیه عالی وارد شدند.
روز سوم یا چهارم مهر بود که حضرت آیت الله خامنه ای به اتفاق دکتر چمران و سرهنگ فروزان ساعت 2 بعد از نیمه شب به اتاق جنگ اهواز آمدند. گویی سه لشکر قدرتمند به ما پیوسته است. کارها کم کم روی غلتک افتاد. شامگاه هر روز گرداگرد حضرت آیت الله خامنه ای در ستاد جنگ های نامنظم جمع می شدیم و فرماندهان با حضور ایشان و شهید چمران حوادث و اتفاقات روزانه را بررس و برای متوقف کردن پیشروی سیل آسای دشمن به چاره اندیشی می پرداختند.
یگانهای لشکر 92 زرهی با حمایت نیروی هوایی و هوانیروز شجاعانه و غیرتمندانه در مقابل دشمن ایستادند و تا رسیدن نیروهای عمده چنان درسی به دشمن داد که صدام در ششمین روز جنگ به اشتباه احمقانه خود پی برد و آتش بس سازمان ملل را یک طرفه قبول کرد که جمهوری اسلامی به دلیل حضور نیروهای وی در منطقه قبول نکرد. سه روز حساس سپری شد تا بالاخره فرمانده جدید به نام سرهنگ قاسمی نو به منطقه وارد شد و لشگر جان تازه ای گرفت.
از روز ششم مهر 59 پیشروی ارتش عراق در جنوب و غرب میهنمان متوقف شد و تک های پی در پی علیه او آغاز گردید. نیروهای عراقی به تدریج حالت دفاعی گرفتند و پشت میدان های مین مخفی شدند. با پیروزی ذوالفقاری و شکست حصر آبادان جنگ جولانگاه «ترکیب مقدس ارتش و سپاه» شد و آثار مخوف و مخرب کودتای نقاب تحت تأثیر فداکاری جوانان غیورمان رنگ باخت، و ارتش صبور و دلاور ایران موفق شد با تحمل بار سنگین هشت سال دفاع مقدس، و تقدیم شهیدان بسیار، از انقلاب اسلامی در برابر دسیسه های شرق و غرب با قدرت دفاع کند و از این آزمایش بزرگ الهی قهرمانانه و سرفراز بیرون آید.
ارتش جمهوری اسلامی ایران همیشه خود را خادم وفادار و بیادعای کشور، نظام و انقلاب میداند و انتظاری جز رضای الهی و تأیید و حقشناسی هم وطنان عزیز خود نداشته و نخواهد داشت.
نظر «هالورسون» در مورد فرقه شیرازیها چیست؟
«جفری هالورسون» نظریه پرداز و پروفسور دانشگاه آریزونای امریکا، پس از فتنه ۸۸ با انتشار مقاله ای (که در سایت مرکز مطالعات استراتژیک دانشگاه آریزونا منتشر شد) تصریح نمود که دیگر راهکارهای نظامی برای مقابله با حکومت ایران چندان کارآیی نداشته و جبهه غرب و استکبار باید تغییر تاکیک داده و «براندازی نرم» را در دستور کار خویش قرار دهد.
هالورسون نظریه خود را اینگونه مطرح می کند که ما برای موفقیت در مقابل نظام و حکومت ایران، باید از ماجرای کربلا بنفع خویش بهره برداری کنیم. بدین صورت که از تمام امکانات خویش برای «یزید» معرفی کردن «حکومت ایران» استفاده نماییم. اما نکتۀ جالب توجه در اینجاست که او «جریان شیرازی ها» را بعنوان بهترین کاراکتر برای ایفا نمودن نقش طرفداران امام حسین و مقابله با یزید ساختگی یعنی نظام مقدس جمهوری اسلامی معرفی می کند!
دشمنان می دانند رهبری و مردم ایران چه قدرتی دارند اما برخی در داخل هنوز ...
وقتی ارهیری می فرماید ،اگر رژیم صیونیستی غلطی بکند تل آویو و حیفا را با خاک یکسان میکنیم
وقتی ایران قدرت اول منطقه میشود
وقتی ایران چنان نفوذ در کشورهای منطقه میکند که سعودی ها و ترکها احساس خطر میکنند
وقتی نتانیاهو میگوید هر جا که سر می چرخانم خمینی و خامنه ای را میبینم
وقتی اسرائیل می داند اگر غلطی بکند دقیقه ای ۵۰۰ موشک به سمت سرزمینهای اشغالی شلیک میشود
وقتی با یک اشاره آقا آمریکا عرض ۲۴ ساعت از حمله نظامی به سوریه رای برمیگرداند
وقتی آمریکا حمله نظامی به ایران برایش در حد یک رویا است
وقتی ایران امن ترین کشور در نا امن ترین منطقه دنیاست
وقتی که دشمن میداند حرف و عمل رهبر ایران یکی است
وقتی که آمریکایها اعتراف میکنند نقشه های که چندین ماه بر علیه ایران برنامه ریزی میکنیم رهبر ایران با یک سخنرانی یک ساعته آن را نقش بر آب میکند
و...
نشان از آن دارد که رهبری ومردم به وظیفه شان خود به خوبی عمل کرده است
دشمنان می دانند رهبری و مردم ایران چه قدرتی دارند اما برخی در داخل هنوز ...
روایت حضرت امیرالمؤمنین (ع) در مورد گروهک “داعش”
روایت حضرت امیرالمؤمنین (ع) در مورد گروهک “داعش”
این سخن که مفهوم آن تماما با تروریست های “داعش” منطبق است کسانی که پرچم های سیاه دارند، اسامی شان، کنیه است مانند “ابو مصعب، ابوالبراء و…” و نسبت هایشان به شهرها می رسد مانند “البغدادی، الحرانی و…” . |
حضرت امیر المومنین علی علیه السلام ۱۴۰۰ سال پیش فرمودند: “إذا رأیتم الرایات السود فالزموا الأرض ولا تحرکوا أیدیکم ولا أرجلکم ثم یظهر قوم ضعفاء لا یُوبه لهم قلوبهم کزُبَر الحدید هم أصحاب الدولة لا یفون بعهد ولا میثاق یدعون إلى الحق ولیسوا من أهله “أسماؤهم الکنى ونسبتهم القرى” حتى یختلفوا فیما بینهم ثم یؤتی الله الحق من یشاء…” (۱)
ترجمه: زمانی که پرچم های سیاه را دیدید از جای خود حرکت نکنید – به این معنا که دعوت آنان باطل است و نباید به کمک آنان بشتابید – سپس قومی ضعیف ظاهر می شوند که قلب هایشان مانند براده های آهن سخت است، آنها وفادار به هیچ عهدی نیستند، به حق فرا می خوانند در حالیکه از آن نیستند، اسامی شان، کنیه و نسبت هایشان از نام شهرها گرفته شده؛ تا اینکه در بین خود اختلاف نظر پیدا می کنند و خداوند خداوند اهل حق – هر کسی که بخواهد- را ظاهر می سازد…”
گفته می شود این سخن که مفهوم آن تماما با تروریست های “داعش” منطبق است کسانی که پرچم های سیاه دارند، اسامی شان، کنیه است مانند “ابو مصعب، ابوالبراء و…” و نسبت هایشان به شهرها می رسد مانند “البغدادی، الحرانی و…” .
شایان ذکر است، حدیث فوق در کتاب “احقاق الحق و ازهاق الباطل” ذکر شده است.
این داستان هیچ ربطی به مذاکرات هسته ای نداره
براى امير المومنين عليه السلام نامه اى از معاويه رسيد
حضرت مهر نامه را شكست و قرائت كرد : " از طرف امير المومنين و خليفة المسلمين ، معاويه بن ابى سفيان براى على :
اى على !
در جنگ جمل هر چه خواستى با ام المومنين : عايشه و اصحاب رسول خدا : طلحه و زبير كردى اكنون مهياى جنگ باش "
حضرت جواب نامه را اينگونه نوشت : از طرف عبدالله تو به رياست مى نازى و من به بندگى خداوند من آماده جنگ هستم به همان نشان كه " انا قاتل جدك و عمك و خالك : من همان قاتل پدربزرگ و عمو و دايى تو هستم "
سپس نامه را مهر و امضاء فرمود و از شاگردانش كه در محضرش بودند ، پرسيد : كيست كه اين نامه را به شام ببرد ؟
كسى جواب نداد
دوباره حضرت سوالش را تكرار فرمود و اين بار طرماح از ميان جمعيت برخاست و عرض كرد : على جان ! من حاضرم حضرت ضمن اينكه او را از متن تند نامه آگاه كرد ، فرمود :
طرماح !
به شام كه رفتى مواظب آبروى على باش طرماح گفت : سمعاً و طاعةً آنگاه نامه را گرفت و بسوى شام حركت كرد
معاويه در باغ قصرش بود كه عمرو عاص خبر رسيدن يكى از شاگردان على را به او رساند
معاويه فورا دستور داد كه بساطى رنگين پهن كنند تا شكوه آن طرماح را تحت تاثير قرار بدهد و او را به لكنت بيندازد دستور انجام شد
طرماح وقتى وارد شد و آن فرشهاى رنگين و بساط مفصل را ديد ، بى اعتناء با همان كفشهاى خاك آلوده اش قدمها را بر فرشها گذاشت ، خود را به معاويه رساند و همانطور كه او بر مسندش لميده بود ، طرماح نيز لم داد و پاهايش را دراز كرد
اطرافيان معاويه به طرماح اعتراض كردند كه " پاهايت را جمع كن " اما او گفت : تا آن مردك ( معاويه ) پاهايش را جمع نكند ، من هم پاهايم را جمع نخواهم كرد
عمرو عاص به معاويه در گوشى گفت : اين مردى بيابانيست و كافيست كه تو سر كيسه ات را كمى شل كنى تا او رام بشود و لحنش را هم عوض كند
معاويه ضمن اينكه دستور داد تا سى هزار درهم پيش طرماح بگذارند ، از او پرسيد : از نزد كه به خدمت كه آمده اى ؟
طرماح گفت : از طرف خليفه برحق ، اسدالله ، عين الله ، اذن الله ، وجه الله ، امير المومنين على بن ابيطالب نامه اى دارم براى امير زنازاده فاسق فاجر ظالم خائن ، معاوية بن ابى سفيان
معاويه ناراحت از اينكه سى هزار درهم نيز نتوانسته است كه اين شاگرد على عليه السلام را ساكت كند ، گفت : نامه را بده ببينم
، طرماح گفت : روى پاهايت مى ايستى ، دو دستت را دراز ميكنى تا من نامه على عليه السلام را ببوسم و به تو بدهم
معاويه گفت : نامه را به عمرو عاص بده
طرماح گفت : اميرى كه ظالم است ، وزيرش هم خائن است و من نامه را به خائنى چون او نميدهم
معاويه گفت : نامه را به يزيد بده
طرماح گفت : ما دل خوشى از شيطان نداريم چه رسد به بچه اش
معاويه پرسيد : پس چه كنيم ؟
طرماح گفت : همانكه گفتم
بالاخره معاويه نامه را گرفت و خواند بعد هم با ناراحتى تمام كاتبانش را احضار كرد تا جواب نامه را اينگونه بنويسد " على ! عده لشكريان من به عدد ستارگان آسمان است مهياى نبرد باش "
طرماح برخاست و گفت : من خودم جواب نامه ات را مى دهم:
على عليه السلام خود به تنهايى خورشيديست كه ستارگان تو در برابرش نورى نخواهند داشت سپس خواست برود كه
معاويه گفت " طرماح ! سى هزار درهمت را بردار و سپس برو "
اما طرماح بى اعتناء به حرف معاويه و بدون خداحافظى راه كوفه را در پيش گرفت
معاويه رو به عمرو عاص كرد و گفت : حاضرم تمام ثروتم را بدهم تا يكى از شما به اندازه يكساعتى كه اين مرد از على طرفدارى كرد ، از من طرفدارى كند
عمرو عاص گفت : بخدا اگر على به شام بيايد ، من كه عمرو عاصم نمازم را پشت سر او ميخوانم اما غذايم را سر سفره تو ميخورم
واقعیت دبه امریکایی در وقت اضافه مذاکرات
برای امریکا –و به عقیده من اسراییل و حتی سعودی- هیچ اولویتی بالاتر از حفظ چارچوب لوزان –به قرائت فکت شیت وزارت خارجه امریکا- وجود ندارد. تلاش برای حفظ چارچوب لوزان و مقید نگه داشتن ایران به این چارچوب قلب راهبرد مذاکراتی امریکاست. یکی از تاکتیک هایی که امریکایی ها برای رسیدن به این هدف آن را سودمند یافته اند این است که خود در نقض چارچوب لوزان پیش قدم شده و مطالباتی سخت گیرانه تر را مطرح کنند. این اتفاق در طول 15 روز گذشته لااقل دوبار رخ داده است. دقیق ترین نوع نگاه به دبه های پی در پی امریکایی ها این است که آنها دائما در حال جلوتر بردن خاکریزهای خود برای صیانت از خاکریز لوزان هستند و بنابراین کاملا محتمل است که به یکباره از همه این خاکریزها عقب بنشینند و به خاکریز اصلی –یا جایی حوالی آن- برگردند. دبه اخیر امریکا نیز مشمول همین قاعده است. کاملا محتمل است که در همین یکی دو روز امریکایی ها طی کردن یک مسیر معکوس را آغاز کنند. این به هیچ وجه نباید منجر به غافلگیری شود یا کسانی را دچار این خطاکند که بازگشت امریکا به مرحله ماقبل دبه یک دستاورد مذاکرتی است. اگر مرحله ماقبل دبه همان لوزان به روایت فکت شیت امریکا باشد، مشکلات کماکان سر جای خود باقی است.
مسئله اصلی درباره لوزان مسئله زیرساخت هاست. تفاهم لوزان به امریکا امکان می دهد زیرساخت تحریم ها را نگه دارد ولی زیرساخت برنامه غنی سازی ایران را برچیند. اطلاعاتی که در چند روز گذشته از درون مذاکرات به دست آمده، همه در همین چارچوب قابل تحلیل است. اصرار بر حفظ تحریم های تسلیحاتی-بویژه موشکی- در واقع ترفندی برای نگه داشتن زیرساخت تحریم های شورای امنیت است چرا که همانطور که جای دیگری نشان داده ایم، در همه تحریم های شورای امنیت برنامه موشکی ایران در کنار برنامه هسته ای و به عنوان منشا اصلی نگرانی ذکر شده و وقتی تحریم های موشکی باقی بماند، به یک معنا گویی همه تحریم ها باقی مانده است. اصرار بر محدویت شدید برنامه تحقیق و توسعه غنی سازی نیز –در حالی که برنامه نیمه صنعتی ایران کاملا جمع شده- ابزاری است برای وارد کردن صدمات جبران ناپذیر به زیرساخت برنامه غنی سازی ایران در طول سال های توافق. تداوم بدون محدودیت برنامه تحقیق و توسعه روی ماشین های سانترییوژ پیشرفته یک تضمین زیرساختی برای تداوم حیات برنامه هسته یا ایران در زمانی است که امکان ایجاد تاسیسات صنعتی را ندارد و دقیقا به همین دلیل هم هست که صهیونیست ها تحقیق و توسعه را به عنوان مسئله اصلی در مذاکرات شناسایی کرده اند. مذاکرات در وین تنها زمانی به یک توافق خوب منجر خواهد شد که این ملاحظات زیرساختی را کاملا جدی بگیرد.
احیا دل
مرحوم آيت الله بهاءالديني: منظور از احيا در شب قدر در حقيقت احياي دل است نه صرف بيدار ماندن ظاهري. اصل اين است كه انسان در اين شب براي لحظاتي نيز شده از خواب غفلت بيدار شود و دلش را احيا كند. اگر انسان بتواند در شب قدر با خود خلوتي داشته باشد و با عبادات و نماز و دعا عروجي حاصل كند و طهارتي كسب كند در حد خود توانسته شب قدر را احیاکند.
روز قدس هرگز فراموش نمیشود
«...إِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِى الدِّینِ فَعَلَیْكُمُ النَّصْرُ... ؛اگر گروهى به خاطر حفظ دین و آئینشان از شما یارى طلب كنند، بر شما لازم است كه به یارى آنان بشتابید.»
ایامی که خداوند از طریق روح الله(روح خدا) بنیانگذار انقلاب اسلامی آخرین جمعه ماه رمضان را برای دفاع از حریم شریف قدس ،روز قدس نامگذاری نمود،روزی که با تیزهوشی همیشگی حضرت امام خمینی(ره) در تاریخ 16 مرداد 1358 در سیزدهمین روز از ماه مبارک رمضان سال 1399 هجری قمری در پیامی خطاب به مسلمین جهان این روز را روز قدس نامید .چه خوش گفت امام خوبیها:
من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اکرم (ص)می دانم ، و روزی است که باید ما تمام قوای خودمان را مجهز کنیم ؛ و مسلمین از آن انزوایی که آنها را کشانده بودند خارج شوند.(صحیفه امام ج9 ص277)
روز قدس، روزی که تمام مسلمین جهان برای نابودی شیطان بزرگ آمریکا و اسرائیل نامشروع متعهد و یک دست می شوند تا ندای خواهران و برادران مظلوم و ستمدیده فلسطین را به گوش جهانیان برسانند. در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان مسلمین جهان برای آزادی قدس شریف و مقابله با توطئه های دشمن و برای نابودی رژیم جعلی صهیونیزم همانند رود خانه خروشان در جهان سرازیر می شوند و راهپیمایی می کنند.
این حرکت عظیم که نشان از یک پارچگی امت مسلمان برای آزادی قدس و حمایت از مردمان فلسطین دارد،باعث نگرانی های گسترده دشمنان اسلام و مسلمین گشته که این حرکت عظیم منجر به تحرکات و نگرانی های همراه با برنامه ریزی و توطئه برای از بین بردن یاد روز قدس از سوی دشمنان اسلام در بین مسلمانان شده است.
چرا که خروش مردم جهانیان در این روز تهدیدی برای رژیم نامشروح صهیونیزم خواهد بود به همین دلیل این رژیم نامشروع با هم دستی هم پیمانان غاصب و ظالم خود در صدد از بین بردن این روزبزرگ هستند.
«ابوعزرائیل» در ایران
یکی از محبوب ترین چهرههای مبارز با گروه تکفیری داعش به حرم مطهر امام رضا (ع) مشرف شد.
بـ «ایوب آل ربیع» استاد دانشگاهی که به دلیل درخشش در جنگ با تروریست های تکفیری داعش به کابوسی برای آنان تبدیل شد و از سوی هم وطنانش، به عنوان «ابوعزرائیل» ملقب گردیده در سفر به مشهد مقدس حرم مطهر حضرت امام رضا (ع) را زیارت کرد.
وی پس از تشرف به حرم مطهر مورد استقبال مردم ولایی مشهد قرار گرفت و شماری از زائران با وی عکس یادگاری گرفتند.
ابوعزرائیل به یکی از محبوب ترین چهرههای معتقدان به اسلام ناب محمدی (ص) تبدیل شده و امروز بسیاری از جوانان نسلمان با چهره او آشنا هستند.
ایوب قهرمان تکواندو و استاد تیراندازی با کمان است و پس از اخذ مدرک کارشناسی ارشد در رشته تربیت بدنی استاد دانشگاه بوده است.
وی که برای نخستین بار با «شمشیر» و «تبر» در جنگ با داعش مورد توجه رسانه ها قرار گرفت در رسانههای خارجی ازجمله روزنامه انگلیسی تایمز به «رمبوی عراق» معروف شده که یکی از دلایل افزایش امیدواریها برای تضعیف داعش در عراق است.
چهار ویژگی یاریدهندگان امیرالمؤمنین علیهالسلام
حرم مطهر حضرت علی(ع)
پوردستان: دشمنی آمریکا با ما ریشه ای است
امیر احمدرضا پوردستان فرمانده نیروی زمینی ارتش در مراسم محفل انس با قرآن کریم در کوی سازمانی شهید رنجبر آموزشگاه نظامی جوادالائمه نزاجا ضمن اشاره به برکات ماه مبارک رمضان گفت: در بسیاری از ادعیه ماه مبارک رمضان از خداوند می خواهیم که ما را از آتش حفظ کند. این چه آتشی است که اینگونه از خداوند خاضعانه میخواهیم ما را نجات دهد؟ یک آتش همین است که خداوند برای کافران و ستمکاران فراهم کرده است، آتشی هم هست که سوزاننده تر است و آن قهر، خشم و غضب خداوند است. اگر کسی خدا را فراموش کند خدا هم او را فراموش می کند. این همان است که حضرت علی در دعای کمیل می فرماید؛ خدایا من عذاب تو را تحمل می کنم اما دوری تو را نمیتوانم تحمل کنم.
وی افزود: سفارش شده در ماه مبارک رمضان خودمان را به خدا نزدیک کنیم و از خداوند بخواهیم زیرا دستی که در این ماه به درگاه خداوند بلند می شود خالی برنمیگردد. جوانان عزیز را توصیه میکنم که از این ماه عزیز استفاده لازم را بکنند.
فرمانده نیروی زمینی ارتش در ادامه گفت: حضرت علی(ع) جمله ای دارند که می فرمایند: از دشمنت پرهیز کن به ویژه دشمنی که با تو از در صلح و دوستی وارد می شود. چون دشمن میخواهد خودش را به تو نزدیک کند که غفلت ایجاد کند. مبادا به دشمن خوش گمان باشید.
پوردستان با بیان اینکه وقتی که دشمن خواستار صلح است از او بیشتر باید بترسیم، اظهار داشت: شاید امریکا در 1+5 با ما توافقاتی بکند اما به این دشمن نباید خوشبین باشیم. مقام معظم رهبری فرمودند من به امریکا خوشبین نیستم. چرا خوشبین نیستند؟ چون دشمنی آن ها با ما ریشهایست. چون ما دنبال حق هستیم ما دنبال آزادی ملت ها هستیم ولی آن ها دنبال استثمار و به بند کشیدن ملت ها هستند.
وی تصریح کرد: اگر ما می بینیم که در کشورهای غرب و شرق آسیا و شمال آفریقا حرکتهای بیداری اسلامی آغاز شده همه به خاطر درسی است که ملت ها از انقلاب اسلامی ایران گرفتهاند و امریکا از این قضیه ناراحت است و نمی خواهد که جمهوری اسلامی ایران نورافشانی کند.
پوردستان همچنین گفت: دشمنان ما وقتی دیدند از طریق جنگ سخت کاری نتوانستند از پیش ببرند به دنبال جنگ نرم هستند. امروز حدود 3 هزار شبکه بر علیه جمهوری اسلامی ایران توطئه می کنند و میلیاردها دلار هزینه می کنند. همین اینستاگرام، وایبر و شبکههای اجتماعی که به راحتی در دسترس جوانان ما هستند، هزینههای سرسام آوری دارد اما به رایگان در اختیار ما می گذارند، چرا؟ به خاطر اینکه سبک زندگی و مسیر زندگی ما را عوض کنند. ما باید مراقب دشمن که جنگ نرم را در پیش گرفته است باشیم.
وی در پایان از فرمانده آموزشگاه نظامی جوادالائمه و رئیس عقیدتی سیاسی آموزشگاه برای برپایی مراسم انس با قرآن کریم تشکر و قدردانی کرد.
اشکهای ظریف در شب قدر
مراسم احیای شب نوزدهم ماه مبارک رمضان در مرکز اسلامی امام علی(ع) شهر وین با حضور محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران و هیات همراه برگزار شد.